پرش به محتوای اصلی

اخبار

روایت یک خاطره از جانباز گرانقدر داود علی پور

روایت یک خاطره از جانباز گرانقدر داود علی پور
نقل حقایقی فراموش شده از زبان کهنه سرباز هشت سال دفاع مقدس؛ در سال ۱۳۶۵ ، جوان ۲۵ ساله بودم و در ستاد نیروی هوا فضای سپاه (نیروی هوایی سپاه سابق) در شهر اهواز خدمت میکردم ، من به اتفاق همکارم پاسدار حمید علیم آبادی در تعمیرگاه بیسیم ستاد، انواع بیسیمهای نظامی از جمله بیسیمهای HF که برد زیادی داشتند را تعمیر میکردیم، در آنزمان موبایل نبود و ارتباطات تلفنی ثابت و بعضا بیسیم بین مقرها و شهرها برقرار بود، منزل ما در تهران خط تلفن نداشت و من برای ارتباط تلفنی و صوتی با منزل از دستگاه بیسیم HF ستاد با بیسیم مشابه ولی دست ساز خودم که قبلا ساخته و در منزل نصب کرده بودم و با استفاده از تکه باند رادیوآماتوری ( فرکانس ۱۴ مگاهرتز ssb) با خانواده ام با پدر و مادرم ارتباط تلفنی و صوتی داشتم، در آنزمان در بین لشکرها و نیروهای مسلح منطقه، تعمیرگاه ستاد، بعنوان تعمیرگاه مرکزی بیسیم منطقه جنوب معروف بود و شاخص محسوب می شد، گاهی اوقات از جبهه های غرب هم بیسیمهای تعمیری برای ما می آوردند بخصوص بیسیمهای دور برد باند HF که تخصص ما رادیوآماتورهاست، تعمیرگاه همیشه شلوغ بود از همه مناطق بیسیمهای تعمیری برای ما می آوردند،معمولا بعداز هر عملیات تعداد زیادی بیسیمهای غنیمتی برای ما می آوردند، یکروز چند وانت پر از دستگاههای بیسیم که رزمندگان غیور ما از دشمن به غنیمت گرفته بودند برای ما آوردند، بیسیمها را وسط تعمیرگاه ریختند، غافل از اینکه همه بیسیمها آلوده به مواد شیمیایی (خردل و..) بودند این بیسیمها در حین عملیات دشمن، بمباران شیمیایی در منطقه شلمچه آلوده شده بود و ما نمیدانستیم ، من و همکارم حمیدعلیم آبادی هر کدام یک بیسیم برداشتیم و شروع کردیم به راه اندازی و تست آنها، چند دقیقه ای گذشت من احساس کردم چشمها و بینی ام میسوزد، همکارم هم همین احساس را داشت، بی درنگ تعمیرگاه را ترک کردیم، تا اینکه واحد ش م ر آمدند و چندین ساعت طول کشید تا اثرات گاز خنثی شود، ما حدود ۴ دقیقه در معرض گازهای متساعد شده قرار گرفته بودیم و ریه هایمان سوزش داشت و سرفه میکردیم ، حدود دوهفته طول کشبد تا حالمان بهتر شد، البته این اتفاق را جدی نگرفتیم، تا اینکه ۱۱ سال بعد آثارش کم کم بروز کرد و تا امروز که بخش وسیعی از ریه ام درگیر است و اختلال در گردش خون و قلب و عروقم ایجاد شد، پانزده سال پیش تحت عمل جراحی قرار گرفتم و رگهای مصنوعی در شریانهای آعورت و فمورال پاهای راست و چپم کار گذاشته شد،
نکته بسیار مهم در ۸ سال دفاع مقدس اینکه ما (چه ارتش و چه سپاه) در دوران دفاع مقدس از تجهیزات مخابراتی قدیمی استفاده میکردیم در حالیکه دشمن با حمایت و پشتیبانی ۳۸ کشور از پیشرفته ترین تجهیزات مخابراتی و رادیویی بهره میبرد، عصر آنروز لعنتی که من و همکارم در تعمیرگاه ستاد شیمیایی شدیم، بیسیمها را یک به یک بررسی کردیم، این تجهیزات از برندهای برتر دنیا بود، شامل: شرکت موتورولا امریکا، تامسون فرانسه، تلفنکن آلمان، راکال اینگلیس، ایرت ایتالیا، یاعسو ژاپن، اسلسن ترکیه و... و لیبل پشت دستگاهها سال و روز ساخت دستگاهها نیز درج شده بود، همه دستگاهها تازه تولید شده بودند حتی دستگاههایی بودند که سه ماه قبل ساخته شده بودند، تجهیزاتی که ارتش صدام استفاده میکرد از پیشرفته ترین و آخرین ورژنها بوده و همگی از کشورهای غربی بصورت رایگان در اختیار دشمن بعثی قرار گرفته بود، یعنی برای ما ثابت شده بود که ۳۸ کشور از جمله امریکا، روسیه (شوروی سابق)، اینگلیس، فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن، عربستان،مصر،اردن و کشورهای عربی و حتی ترکیه و... همگی از صدام حمایت و پشتیبانی لجستیکی میکردند، در واقع همه دنیا کمر همت به نابودی ایران بسته بودند، ارتش و سپاه ما در دوران ۸ سال دفاع مقدس با تعداد زیادی از دستگاههای غنیمتی مدرن و پیشرفته دشمن بعثی، تجهیز شد طوریکه نیاز به خرید و تهیه این تجهیزات را نداشتیم.و نهایتا اینکه دشمن بعثی (صدام) تسلیم شدو تقاضای آتش بس کرد و دیری نپائید که توسط اربابش امریکا ( شیطان بزرگ) به اشغال درآمده و توسط همان امریکا که روزگاری حامی او بود، با ذلت تمام به دار آویخته شد، در مقابل امام راحل ما با چه عزت و شکوه و عظمت و با بدرقه میلیونی مردم ایران به دیدار خدای تبارک و تعالی رفتند، عزت و ذلت فقط نزد خداست. داود علی پوررادیوآماتور پیشکسوت دارای گواهینامه درجه ۲ رادیوآماتوری،
۱۸ آبان ۱۴۰۴ ۰۹:۴۷

اظهارنظر

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید